میلادحضرت محمد(ص)وولادت حضرت امام جعفرصادق(ع)
میلاد پیامبر
میلاد پیامبر یا عید مولود (به عربی: مَوْلِدُ النَبِیِّ یا المولد النبوی الشریف)، سالروز ولادت پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله است، که ۱۲ یا ۱۷ ربیعالاول میباشد. اکثر مسلمانان و دولتهای اسلامی این روز را جشن میگیرند، و به خاطر تولد او به شادمانی میپردازند، خیابانها را آذین میبندند، و صدقات و خیرات مینمایند. در مساجد نیز مجالسی برگزار میکنند، و اشعاری -به نام مولودی- در مدح پیامبر اسلام میخوانند، و سیره او را بیان میدارند، و با شیرینیجات از مردم پذیرایی مینمایند.
محتویات
[نهفتن]
نظر اهل سنت[ویرایش]
به جز سلفیها (وهابیهای عربستان سعودی)، که معتقدند که مراسم میلاد پیامبر بدعت است و آنرا حرام میدانند، بقیه اهل سنت در طول تاریخ و تا کنون مراسم میلاد پیامبر را نیک میشمردهاند، و بسیاری از علمای اهل سنت(مانند ابن جزری، ابن جوزی، سخاوی و ابن کثیر) کتابهایی ویژه میلاد پیامبر نگاشتهاند؛ و حتی معتقدند مستحب بودن روزهٔ دوشنبهها به خاطر یادبود میلاد پیامبر است.[۱] از میان کشورهای اسلامی، تنها کشوری که در آن میلاد پیامبر تعطیل نیست، عربستان است.[۲]
نظر شیعیان[ویرایش]
شیعیان نیز علاوه بر میلاد پیامبر، برای میلاد سایر چهارده معصوم، مراسم جشن و شادی برگزار میکنند؛ و به ویژه روز میلاد امام زمان را به طور ویژه تر برگزار مینمایند، و با چراغانی کردن خیابانها و دادن شربت و شیرینی به استقبال آن میروند.
هفته وحدت[ویرایش]
در ایران روح الله خمینی به خاطر ایجاد وحدت میان مسلمانان جهان، میان ۱۲ تا ۱۷ ربیعالاول را به پیشنهاد حسینعلی منتظری، هفته وحدت نامید تا در ایران هر دو احتمال تولد پیامبر -که اولی بیشتر مورد نظر اهل سنت، و دومی بیشتر مورد نظر شیعیان است- را گرامی بدارند.
مراسم[ویرایش]
هند[ویرایش]
جشنوارهٔعید میلاد که عموماً به دوازدهمین روز باره وفات مشهور است، یکی از مهمترین فستیوالها در تقویم اسلامی ست. این روز، روز بزرگداشت تولد و همچنین فوت پیامبر است که در روز دوازدهم از سومین ماه (ربیعالاول) در تقویم اسلامی اتفاق میافتد.
برگزاری گفتمانهای دینی، خواندن قرآن کریم و دادن صدقه به افراد فقیر از مراسم این روز است. انواع مختلفی از شیوه و آیینها در این روزها دنبال میشوند. ارائه موعظه در مساجد توسط مردان آموزش دیده، با تمرکز بر زندگی و اعمال شریف پیامبر از دیگر مراسم این روز است.
مراثی به یاد روز آخر حیات پیامبر خوانده میشود. روز دوازدهم یا اورس دعا خواندن و صدقه دادن قابل مشاهده است.
در هند، با این حال، این یاد بود به طور عمده شامل مراسم دستههای خیابانی است که نعتها (اشعار ستایش پیامبر و اعمال ایشان) خوانده میشودو وعاظ، در مورد زندگی و آموزههای پیامبر صحبت میکنند.
در مکانهایی مانند بمبئی، صدها اجتماعات مردمی، مراکز خرید را تزئین میکنند و کودکان و مردان جوان در مساجد با دعا و نیایش این پروسه را برگزار میکنند.
درلکنو، مراسم میلاد، جاذبهٔ اصلی ست که توسط هزاران نفر از ارادتمندان اهل سنت برگزار میشود. جوانان و کودکان در قالب بخشی از دسته اسب سواران آهنگهای مذهبی میخوانند.[۳]
سنت جشن تولد پیامبر در مقیاس بزرگ در مصر توسط فرزندان دختری ایشان (حضرت فاطمه) آغاز شد، این مراسم به طور عمده توسط علمای مذهبی و تشکلهای دینی جشن گرفته میشد. آنها گرد هم میآمدند برای شنیدن موعظه و توزیع شیرینی و صدقه و به ویژه عسل، که مورد علاقهٔ پیامبر بود.
مولود
عیدمیلاد، مولود نیز نامیده میشود. از آن جا که عید حضرت محمد است و آهنگهایی که در تمجید تولد حضرت محمد (ص) خوانده میشود, مولودی نام دارد. از قرون وسطی، اعتقاد بر این بود که، گوش دادن به تلاوت مولودی نه تنها پاداش دنیوی بلکه آسمانی بیش از حد خواهد داشت.
باره وفات
اینمراسم به عنوان باره وفات هم شناخته شده که دوازده روز از بیماری پیامبر، هنگام وفاتشان هست. در این روز مناسبتهاییبرای هر دو منظور شادی و سوگواری، برگزار میشود. فرقه اهل سنت و مذهب شیعه برداشت مختلفی برای تجلیل این روز دارند.
جشن توسط مسلمانان شیعه
مسلمانان شیعه این روز را به یاد این جشن میگیرند که حضرت محمد، حضرت علی را به عنوان جانشین خود در غدیر خم انتخاب کرد. این مناسبت نمادی از حبیله است (زنجیرهای از امامت یا رهبر بعدی).
عید میلاد و عید آل غدیر دو نام برای یک روز، به دو دلیل مختلف است: عید میلاد یا عید میلاد النبی: این نام به مناسبت تولد حضرت محمد (ص) و سالگرد مرگ ایشان استفاده میشود. عید الغدیر: این نام به علامت محول کردن زمام معنوی و روحانی به حضرت علی در غدیر خم است. (مسیر بین سوریه و یمن).
در این روز، مؤمنان برای خواندن نماز مخصوص و شکرگذاری خدا برای نعمتهایش و ارسال پیامبر به همراه پیام خود برای هدایت مردم، گرد هم میآیند.
مسلمانان شیعه نیز در این روز سوگواری میکنند، به عنوان روزی که پیامبر در گذشت.
فرقهٔ بهره، بخشی از فرقه شیعه نیز مناسبات دوازده روز اول ماه ربیعالاول را با نماز خواندن برگرار میکنند. دعا خواندن هم در مساجد برای تمام دوازده روز برگزار میشود. بسیاری از بهرهها زیارت میخوانند (یک شکل از دعا است که به صورت یک جلسه اجرا میشود که یک نفر دعا میخواند و شما هم او را همراهی میکنید).
جشن توسط مسلمانان سنی
نماز {دعا} در طول ماه برگزار میشود. در روز دوازدهم ماه، مسلمانان از پیامبر و آموزههای ایشان تجلیل میکنند. عزاداری در این روز هرگز تجربه نمیشودچرا که طبق باور مسلمانان سنی عزاداری برای درگذشتگان، فراتر از سه روز، به روح رفتگان لطمه میزند
در هند، مردم با ذکرهایی برای ستایش از پیامبر و حضرت امام علی این مناسبت را برگزار میکنند. این مراسم با میوهها، گلها و یا حتی صحنههایی که وقایع مذهبی را به تصویر میکشند، تزئین میشود. ظرف شیرینی "خیر" (فرنی شیرین ساخته شده از برنج یا رشته فرنگی), به عنوان یک سنت در خانههای مسلمانان تهیه میگردد.
"اورس" یا "صندل"
این مراسم که در برخی از بخشهای هند انجام میشود, چیزی نیست جز یک حرکت دسته جمعی. بازنمود نمادین حضرت محمد (ص) است که در یک تابوت شیشهای قرار میگیردو به صورت دسته جمعی، حمل میشود.
رد پا نمادین از پیامبر اسلام حک شده بر سنگ، یک نماد از براق و واسب، که طبق اعتقاد بر صعود به آسمان (بهشت) پیامبر است، در نزدیکی رد پا نگهداری میشود و با خمیر صندل مسح میشود. تابوت شیشهای استادانه تزئین شده است. مراثی خوانده میشوند در حالی که مراسم در جریان است و تابوت حمل میشود. این مراسم "اورس" یا "صندل" نامیده شده.
دین اسلام سه عید مختلف را جشن میگیرد، عید فطر (عید رمضان)، عید قربان (بکری عید) و عید میلاد (تولد حضرت محمد). همه اینها برای مناسبتهای مختلف مناسبند. محرم سال جدید اسلامی هست، اما زمان شادی و جشن نیست، زمانی برای به خاطر آوردن فداکاریها و از خودگذشتگیهای افراد مقدسی است[۴]
میلاد النبی از تعطیلات هند است و نیز به عنوان روز نبی، مولود، تولد محمد (ص) و یا تولد پیامبر (ص) شناخته شده است.
فعالیتها
جلسات نماز {دعا} شب طولانی راه پیماییها و رژههایی با جمعیت زیاد مراسم صندل که ردپای نمادین حضرت محمد (ص) است. بنرها و پارچههای جشن در خانهها، مساجد و ساختمانهای دیگر. وعدههای غذایی جمعی در مساجد و اجتماعات دیگر جلساتی برای گوش دادن به داستانها و اشعار (نعت) درباره زندگی حضرت محمد (ص)، اسناد و معارف. نمایشگاه شامل عکس از مساجد شهرهای مقدس مکه و مدینه در عربستان سعودی.
بسیاری از مردم وقتی میخواهنددر مراسم این روز شرکت کنند، بنرها و پرچمهای سبز حمل میکنند یا روبان سبز میبندند و یا لباسهای سبز میپوشند. رنگ سبز نشان اسلام و بهشت است. بسیاری از مسلمانان کشمیری در حرم "حضرت بل" {به معنای مکان با شکوه}در سرینگر، استان جامو و کشمیر هند، گرد هم میآیند.
اینحرم، خانهٔ مو هست. اعتقاد بر این است که موی حضرت محمد (ص) در این مکان به جا مانده. هزاران نفر از مردم در نماز حرم در شب قبل از میلاد النبی شرکت میکنند. این اثر، بعد از نماز صبح، در مسجد نمایش داده میشود. در سالهای گذشته رژهای در شهر بر پا میشد.[۵]
ولادت امام جعفرصادق (ع)
در اينجا به مناسبت ولادت امام ششم حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام)مختصرى از زندگانى و شرح حال و فضائل آن بزرگوار را مى آوريم، به اميد آن كه از الطاف اين بزرگواران در دنيا و آخرت برخوردار باشيم.
تاريخ ولادت امام صادق(عليه السلام)
1 - امام صادق(عليه السلام) در هنگام طلوع فجر روز جمعه 27 ربيع الاول سال 83 هـ ق در شهر مقدس مدينه به دنيا آمدند، پدر آن بزرگوار حضرت امام باقر(عليه السلام)، و مادر آن بزرگوار امّ فروه دختر قاسم بن محمد بن أبى بكر بودند.
حضرت صادق جعفر بن محمد بن على بن الحسين(عليه السلام) از ميان برادران خويش جانشين پدرش حضرت باقر(عليه السلام) بود، و وصى آن جناب بود كه پس از او به امر امامت قيام نمود، و در فضل و دانش سر آمد همه برادران گشت، و از همه آنان نام آورتر، و در قدر و منزلت بالاتر، و در ميان شيعه و سنى مقامش ارجمندتر بود، و به اندازه مردم از علوم آن حضرت نقل كرده اند كه سخنانش توشه راه كاروانيان و مسافران و نام ناميش در هر شهر و ديار زبانزد مردمان گشته، و از هيچ يك از اين خاندان علماء و دانشمندان بدان اندازه كه از آن جناب حديث نقل كرده از ديگرى نقل نكرده اند، و هيچ يك از اهل آثار و ناقلان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره بردند از ديگران بهره گيرى نكردند، زيرا اصحاب حديث كه نام راويان ثقات آن بزرگوار را جمع كرده اند با اختلاف در عقيده و گفتار شماره آن به چهار هزار نفر مى رسد.
و دليل هاى روشن درباره امامت آن جناب به اندازه اى است كه دل ها را حيران كرده و زبان دشمن را از خورده گيرى گنگ و لال ساخته.
اسماء و القاب آن امام صادق(عليه السلام)
2 - نام آن حضرت جعفر و لقب شاخص ايشان حضرت «صادق» است، اگر چه القاب ديگرى همانند فاضل و صابر، و طاهر هم داشته اند، لقب صادق را حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) براى آن حضرت انتخاب فرمودند، مرحوم مجلسى در جلد 47 بحار الانوار صفحه 8 روايتى بدين مضمون نقل كرده است:
«امام زين العابدين(عليه السلام) از پدرش و او از جدش امير المؤمنين(عليه السلام) نقل كرده كه فرمود: پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: وقتى كه فرزند من جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب متولد شد، او را صادق نام گذاريد، زيرا در اولاد او كسى همنام او خواهد بود كه به ناحق دعوى امامت مى كند، و او را كذاب خواهند گفت.
فضائل و كرامات امام صادق(عليه السلام)
3 - فضائل آن حضرت زياده از آن است كه در اين مختصر احصا شود، لكن براى تيمن و تبرك به بعض آنها اشاره مى كنيم.
مالك بن انس فقيه مدينه مى گويد: نزد امام صادق(عليه السلام) مى رفتم، آن حضرت براى نشستن من متكا مى گذاشت و احترام مى فرمود و ايشان نسبت به من محبت داشت، و اين امر مرا بسيار خوشحال مى كرد و خداى را بر اين نعمت شكر مى كردم. سپس مالك مى گويد: آن حضرت مردى بود كه از سه حال خارج نبود: يا روزه بوده يا در حال نماز، و يا در حال ذكر خداوند، از بزرگان عبادت كنندگان، و در زهد سرآمد بود، از همان هايى كه از خدا خوف و خشيت فراوان دارند.
آن حضرت كثير الحديث، خوش مجلس، پر فايده بود.
هر زمانى كه مى فرمود: «قال رسول الله(صلى الله عليه وآله)» گاهى رنگ آن حضرت كبود، و گاهى زرد مى شد، تا به جايى كه گاهى شناخته نمى شد.
يك سال با آن حضرت به حج خانه خدا رفته بودم، وقتى كه گاه احرام شد، هرچه آن حضرت سعى مى كرد كه تلبيه «لبيك اللهم لبيك» بگويد، صدا در گلوى آن حضرت قطع مى شد و نزديك بود كه از بالاى مركب به زمين بيافتد، به آن حضرت عرض كردم; اى فرزند پيامبر بگو لبيك، زيرا بايد محرم شوى و چاره اى از گفتن نيست، آن حضرت فرمود:
چگونه جسارت كنم و بگويم: «لبيك اللهم لبيك» در حالى كه مى ترسم از آن كه خداوند عزوجل به من بگويد: «لا لبيك و لا سعديك؟» بحار الانوار، ج 47، ص 16
شخصى به نام مفضل بن قيس مى گويد: نزد امام صادق(عليه السلام) رفتم و بعض گرفتارى هايم را به آن حضرت گفتم و از ايشان خواستم كه برايم دعا كند، آن بزرگوار به خادمه خانه فرمود: آن كيسه پولى را كه ابوجعفر منصور براى ما فرستاده بياور، خادمه كيسه را آورد، آن حضرت فرمود: اين كيسه اى است كه در آن چهار صد دينار است، به واسطه آن امور خود را اصلاح كن، به آن حضرت گفتم: فداى شما شوم، قصد من اين نبود، بلكه مى خواستم كه شما برايم دعا بفرماييد، آن حضرت گفت: من به شما دعا هم مى كنم، لكن همه گرفتاريت را براى ديگران باز گو مكن، زيرا خوار مى شوى. بحار الانوار ج 47، ص 34.
هشام بن سالم كه يكى از اصحاب آن حضرت است مى گويد: حضرت صادق(عليه السلام)وقتى شب مى شد كيسه اى برمى داشتند كه در آن نان و گوشت و پول گذاشته بودند، آن را به دوش مى گرفتند و براى فقراء و نيازمندان مدينه مى بردند و بين آنان تقسيم مى كردند، و كسى آن حضرت را نمى شناخت، تا آن كه ايشان از دنيا رفتند و فقراء دريافتند كه آن كسى كه دست كرم او بر سر آنان بوده امام صادق(عليه السلام) بوده است. بحار الانوار، ج 47، ص 38
مسمع بن عبدالملك مى گويد: در منى نزد امام صادق(عليه السلام) نشسته بودم در حالى كه ظرف انگورى در مجلس بود كه از آن مى خورديم. سائلى آمد و چيزى خواست، امام صادق(عليه السلام) خوشه انگورى به او داد. سائل گفت: به انگور نيازى ندارم، اگر پول بود! حضرت فرمود: خدا كار تو را بگشايد، شخص فقير رفت و سپس برگشت و گفت: خوشه انگور را بدهيد، حضرت فرمود: خدا كار تو را بگشايد و چيزى به او نداد. سپس شخص ديگرى آمد، امام(عليه السلام) سه دانه انگور به او داد، آن شخص سائل گرفت و گفت: سپاس خداوند دو جهان را كه مرا روزى داد.
امام صادق(عليه السلام) به او فرمود: بايست، سپس دو دست خود را از انگور پر كرد و به او داد، آن مرد گرفت و مثل دفعه قبل حمد خداى را به جاى آورد، امام(عليه السلام)دوباره او را امر به ايستادن كرد و به خادم فرمود: چقدر پول همراه دارى، نزد خادم بيست درهم يا نزديك به اين مبلغ بود، آن بزرگوار آن پول را به شخص سائل دادند، او گرفت و گفت:
سپاس خداى را، اين نعمت از توست به تنهايى، و شريكى براى تو نيست، امام(عليه السلام)او را امر به توقف فرمود، و سپس پيراهنى كه در بر داشت بيرون آورده به او داد و فرمود اين لباس را بپوش، او هم پوشيد و گفت: سپاس خداوندى را كه مرا پوشانيد و مستور نموده اى ابا عبدالله خداوند ترا جزاى خير دهد و سپس رفت، راوى مى گويد اين شخص جز اين دعايى براى امام صادق(عليه السلام) نكرد، و ما گمان مى كرديم كه اگر براى خود آن حضرت دعا نكرده بود، بلكه فقط خداوند را سپاس مى گفت حضرت مرتب به او بخشش و احسان مى كردند، زيرا هر وقت حمد خداوند را به جاى مى آورد حضرت چيزى به او مى دادند. بحار الانوار ج 47، ص 42. و از اين روايت به خوبى فهميده مى شود كه امامان معصوم(عليهم السلام) چه اندازه توجه به حضرت پروردگار داشته و در مقابل عظمت او خاضع بوده اند.
همچنان كه در روايت ديگر وارد شده است كه امام صادق(عليه السلام) در نماز قرآن تلاوت مى كرد، تا آن كه غش كرد، وقتى كه به حالت عادى برگشت كسى پرسيد: چه چيز باعث اين حالت براى شما شد؟ آن حضرت فرمود: من مرتب آيات قرآن را تكرار مى كردم تا آن كه حالى براى من پيدا شد كه گويا قرآن را رو در رو از كسى كه آن را فرستاده مى شنيدم. بحار الانوار، ج 47، ص 58
شمه اى از كلمات امام صادق(عليه السلام)
الف: از سخنان آن حضرت است كه فرمود: اين گونه نيست كه هر كس قصد چيزى را كرد توانايى بر آن پيدا كند، و نه هر كه توانايى انجام كارى پيدا كرد موفق بدان شود، و نه هر كس موفق شد آن را درست به دست آورد، پس هر گاه قصد و توانايى و رسيدن به هدف همه با هم فراهم شد، آنگاه اسباب سعادت فراهم شده است. ارشاد شيخ مفيد(رحمه الله)، ج 25، ص 197.
ب: و در باب توبه فرموده اند: به تأخير انداختن توبه از فريفتگى به دنياست، و بسيارى امروز و فردا كردن از حيرت و سرگردانى است، و بهانه جويى بر خدا موجب هلاكت است، و پافشارى و تكرار در گناه به علت ايمنى از مكر خدا است، و ايمن نشوند از مكر خدا جز زيانكاران.
ج: و از سخنان آن حضرت(عليه السلام) در وادار كردن مردم به دقت نظر در دين خدا و شناختن دوستان او است كه مى فرمايد: نيك نظر و دقت كنيد در آنچه نادانى آن بر شما جايز و روا نيست، و براى خود خير انديشى كنيد، و بكوشيد در به دست آوردن آنچه در ندانستن آن بهانه و عذرى از شما پذيرفته نيست، زيرا در دين خدا اركانى است كه با جهل به آن اركان كوشش در عبادت سودى ندارد، و هر كه آن ها را شناخت معتقد و متدين به آنها شد ميانه روى در عبادت به او زيان نزدند (مقصود شناختن امام و امامت است كه كوشش در عبادت بدون شناسايى امام سودى ندارد، و ميانه روى در عبادت با معرفت به امام زيانى ندارد) و براى هيچ كس راهى به شناسايى اركان دين نيست جز آن كه خداوند توفيق عنايت فرمايد.
د: و از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: همه دانش مردم را در چهار چيز يافتم،، اول: اين كه پروردگار خود را بشناسى، دوم: اين كه آنچه درباره تو انجام داده بدانى، سوم: اين كه آنچه از تو خواسته است بشناسى، چهارم: آنكه بدانى چه چيز تو را از دينت بيرون مى برد.
معارف واجبه از اين چهار قسم بيرون نيست زيرا نخستين چيزى كه بر بنده واجب است شناختن پروردگارش مى باشد، و چون دانست كه خدايى دارد واجب است كارهايى كه خدا درباره اش انجام داده بداند، و چون آن را دانست نعمت خدا را شناخته است، و چون نعمت خدا را در وجود خويش شناخت واجب است شكر آن را انجام دهد، و چون بخواهد شكر آن نعمت را به جا آورد لازم است خواسته خدا را بداند كه با انجام دادن آن پيرويش كند، و چون پيروى خدا بر او واجب شد بايد بداند چه چيز است كه او را از دين خدا بيرون برد تا از آن اجتناب ورزد، و در نتيجه اطاعت خدا و شكر نعمت هاى او را از روى اخلاص انجام خواهد داد.
وفات امام صادق(عليه السلام)
حضرت امام صادق(عليه السلام) در بيست و پنجم شوال سال 148 هـ ق در حالى كه 65 سال از عمر مبارك آن حضرت گذشته بود از دنيا رحلت فرمود، و در قبرستان بقيع در كنار پدر و جد و عموى خود امام مجتبى(عليه السلام) به خاك سپرده شد. و بنابر روايتى پس از آزار و اذيت زياد آن حضرت به وسيله عوامل منصور دوانيقى با سم به شهادت رسيد.
خداوند همه ما را از شيعيان آن حضرت قرار دهد.
وصيت و سفارش امام صادق(عليه السلام) به شيعيان و دوستداران آن حضرت
شخصى به نام خثيمه از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: به دوستان ما سلام برسان، و آنان را به تقوى و عمل نيك سفارش كن، و بگو كه اشخاص سالم از بيماران عيادت كنند، و ثروتمندان به فقرا سركشى كنند، زندگان مردگان را به خانه قبر بدرقه و تشييع كنند، و افراد به خانه هاى يكديگر رفت و آمد داشته باشند و گفتگوى علوم دينى را برنامه خود قرار دهند، زيرا اين باعث ماندگارى امر ما «ولايت و امامت» است، خداوند بيامرزد بنده اى را كه امر ما را احياء كند. اى خثيمه آنان را آگاه كن كه ما در برابر فرمان خدا كارى براى آنان نمى توانيم انجام دهيم مگر آن كه عمل صالح داشته باشند، زيرا ولايت ما جز با پرهيزكارى حاصل نمى شود و شديدترين عذاب در قيامت براى مردمى است كه عدل و نيكى را براى مردم ستوده و خود به راهى ديگر رفته است.
شخص ديگرى مى گويد: به امام صادق(عليه السلام) گفتم: مرا وصيت كن، حضرت فرمود: تو را به تقواى الهى و پرهيز كارى، و عبادت، و سجده طولانى، و اداى امانت، و راستگويى، و خوش همسايگى وصيت مى كنم، زيرا سرلوحه برنامه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)همين بوده است، و بعد فرمود: در بين فاميل صله رحم به جا آوريد، مريض ها را عيادت كنيد، در تشييع جنازه هاى مؤمنين شركت كنيد، براى ما زينت باشيد و باعث سرشكستگى ما نشويد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

